الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
112
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مىگيرد ، و براى آفريدن اين ارزشها است . اشتباه يك قوم و ملت در اين مساله ، و روى آوردن به ارزشهاى خيالى و بىاساس ، كافى است كه تاريخ آنها را به تباهى بكشد ، و درك ارزشهاى واقعى و معيارهاى راستين محكمترين زيربناى كاخ سعادت آنها است . دنيا پرستان مغرور ارزش را تنها منحصر در مال و قدرتهاى مادى و نفرات خود مىدانند ، حتى معيار شخصيت در پيشگاه خدا را در اين چهار چوب تصور مىكنند ، چنان كه در آيات فوق نمونه اى از آن ديديم ، و نمونههاى فراوان ديگرى از آن در قرآن مجيد به چشم مىخورد . 1 - فرعون جبار و زر و زورپرست به اطرافيانش مىگويد : من باور نمىكنم موسى از طرف خدا باشد اگر راست مىگويد پس چرا دست بند طلا به او داده نشده است ؟ ! « فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْه أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ » ( سوره زخرف آيه 53 ) . او حتى نداشتن چنين زر و زيورى را دليل بر پستى مقام موسى مىشمرد و مىگويد : ( أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِنْ هذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ ) ( سوره زخرف آيه 52 ) . 2 - مشركان عصر پيامبر ص از اينكه قرآن به مرد تهيدستى نازل شده تعجب مىكردند ، و مىگفتند « لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ » : « چرا اين قرآن بر شخصيت بزرگ و مرد ثروتمندى از سرزمين مكه يا طائف نازل نشده است » ؟ ! ( زخرف آيه 31 ) . 3 - بنى اسرائيل به « اشموئيل » پيغمبر زمانشان در مورد انتخاب « طالوت » به فرماندهى لشكر ايراد كردند ، و گفتند : « نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْه وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ » : « ما از او به فرماندهى و حكومت سزاوارتريم ، چرا كه از دودمان معروفيم ، بعلاوه طالوت ثروتى ندارد » ؟ ! ( سوره بقره 247 ) . 4 - مشركان ثروتمند قوم نوح به او ايراد كردند « چرا اين افراد اراذل و پست اطراف تو را گرفتهاند » ؟ ! و منظورشان از پستى ، نداشتن مال و ثروت بود !